ترسم این است درآن لحظه که تن رابه دل خاک کننددست خالی روم از دار جهان قصه ی من پاک کنندهیچ نامی و نشان از من خاکی نبود در جاییذره ای را نتوانند نشان در همه افلاک کنندحاصل از عمر اگر خاک شدن بود چه دارد سودیکاش معمار ازل خشت نه بر قامت املاک کنند***ناگهان بر دل این ذره غمی حاصل از دوست رسیدچون نگاهی که سحر ها به دل ظلمت ناپاک کنندگوشه چشمی ز
حسین بن علی شاه دوعالم برسیدچشم روشن، مثل آن لحظه که قد قامت و ایاک کنندبعد از آن در دل من مهر خدا بود و علی تا به ابدعشق دری ست که بر سینه ی هر زخمی دل چاک کنندمی توانم که بگویم پس ازاین زنده ترینم به حسینروح من زنده به اویست ، تنم را هر کجا خاک کنندحق پرست25تیرماه 1403تاسوعای حسینی زابل + نوشته شده در دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳ ساعت 18:20 توسط ماشااله | جهان تیغ(حق پرست)...
ما را در سایت جهان تیغ(حق پرست) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 14:08